داستانهاي زيبا

افسوس تکراری 
 
پیری برای جمعی سخن میراند،لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضارخندیدند....
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.او لبخندی زد و گفت:وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید

ادامه نوشته

انیشتین و خدا(زیباست حتما بخوانید)

آیا شیطان وجود دارد؟

آیا خداوند شیطان را خلق کرده است؟

آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد، خلق کرده است؟!

استاد دانشگاه با این سوال ها، شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند...

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد: بلی استاد! او خلق کرده است...

استاد پرسید: آیا خداوند همه چیز را خلق کرده است؟!

و شاگرد مجددا با قاطعیت پاسخ داد: بله استاد! همینطور است...

این هم فیلم انیشتین و خدا

ادامه نوشته

جنگ ؟؟؟ وقتی صلح نمیتواند باشد

جنگ لفظی بین کودک فلسطینی و کودک اسرائیلی برنده بهترین کاریکاتو

 

کودک اسرائیلی : پدر من به من گفته شما شرور ، تروریست و حیوان صفت هستید!!!
کودک فلسطینی: ولی پدر من چیزی بهم نگفته آخه پدر تو اون رو کشته

واقعا زیباست حتما بخوانید...

پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد.پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: ” اين ماشين مال شماست ، آقا؟”.
پل سرش را به علامت تائيد تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عيدي به من داده است”.
پسر متعجب شد و گفت: “منظورتان اين است كه برادرتان اين ماشين را همين جوري، بدون اين كه ديناري بابت آن پرداخت كنيد، به شما داده است؟ آخ جون، اي كاش…”
البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزويي مي خواهد بكند. او مي خواست آرزو كند. كه اي كاش او هم يك همچو برادري داشت.اما آنچه كه پسر گفت سرتا پاي وجود پل را به لرزه درآورد:

” اي كاش من هم يك همچو برادري بودم.”...

چه حالی دارد امشب به یاد تو زیر این باران ...شاید دیگر فرصت دیدن(باران وروی ماه تو) نباشد

 

ادامه نوشته